دوسش دارم یه عالمه ....... دختر پادشاهمه ....... گدایی کوی خانوم ....... کار هزار تا حاتمه ....... گرد و غبار چادرش ....... کرب و بلاییم می کنه....... زندگی بی عشق خانوم ....... مثل جهنم می مونه .......................................... کاشکی بودم تو کربلا......سپر به سیلی می شدم ......به جای صورتت بی بی ....سر تا پا نیلی می شدم
شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤

هر چه بادا باد، در بحر جنون پا می زنم

 

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

صبر و استقامتچهل ساله آیت الله قاضی

بیت زیر از اشعار ایشان می باشد:

و لا تکن کمثل من ان فتح الباب خرج ***و الزم و کن کمثل من ان فتح الباب ولج

اگر دری باز شد، تو بیشتر استقامت به خرج بده؛ بگو خدایا! افزونش کن؛ باید در عبودیت استقامت ورزید، یعنی صبور شد؛ اگر خواستند بکشندش، بگوید من از خدا دست بر نمی دارم؛ اگر نان و آبش را قطع کردند، استقامت کند، و حتی اگر دنیا جمع شود و بگویند بیا صرفنظر کن بگوید صرفنظر نمی کنم و آیت الله قاضی به این زودی ها خسته نمی شود. و می گوید: « هر چه بادا باد، در بحر جنون پا می زنم، امشب کشفی نصیبم شد شد، نشد نشد، امشب خوابی دیدم دیدم، ندیدم ندیدم، من کشف نمی خواهم تمام این مدت چهل سال آن هم برای زرق و برق و کشف و کرامتی چند، نه! من معرفت خودش را می خواهم، من خودش را می خواهم. »
اسم اعظم را استقامت بر وحدانیت خدای جل و علا می داند و می گوید: « اگر شخص در طلب، استقامت پیدا کرد، اسم اعظم در روح او جا پیدا می کند و آن وقت لایق اسرار ربوبی می گردد. » و خود چون استقامت دارد، سرانجام صدای فرشتگان را می شنود که: « ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون: آنان که گفتند پروردگار ما الله است و بر این ایمان پایدار ماندند، فرشتگان بر آن ها نازل شوند که دیگر هیچ ترسی و حزن و اندوهی نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که وعده دادند بشارت باد. سوره فصلت آیه 30 »

الهی بر ما آن ده , که آن به

یه دختر سه ساله

چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤

 

هو المحبوب

 

با ادامه ی سیره زندگی حضرت آیت الله قاضی در خدمتم.

در پی محبوب

ایشان از جوانی به دنبال تزکیه و تهذیب نفس و کسب معنویت و معارف بلند اسلام بود و در این راه چهل سال صبر و مجاهده کرد و چهل سال درد طلب و عشق، آرام و قرار و خواب و خوراک را از وی ربوده بود. ضمیر الهی اش او را به عالم قدس می خواند و او که قصد کوی جانان را در سر دارد، می خواهد به هر نحو شده از این خاکدان طبیعت به عالم نور و ملکوت پا گذارد. می داند که جانب عشق عظیم است و نباید به راحتی از دستش بدهد و فرو بگذاردش، برای همین چهل سال است که مشغول مجاهده است. چهل سال است که آداب عبودیت می آموزد و هنوز معشوق به حضور خود راهش نداده است!

خود ایشان می گوید:« نزد هر کس احتمال می دادم از او چیزی بفهمم، می نشستم اگر مطلبی را می فهمیدم، که خود خدا نعمت داده بود و اگر نمی فهمیدم دیگر به آن شخص مراجعه نمی کردم. »

تقیّد تام به آداب شرع

برای همین آن قدر خود را به ضوابط و آداب شرع و رعایت مستحبات و ترک مکروهات ملزم ساخته بود تا امری از محبوب فرو نماند و آن قدر بر آن اصرار می کند که به حسب طاقت بشری هیچ مستحبی از او فوت نمی شود تا آن جا که بعضی از مخالفان و معاندان می گویند:« قاضی که این قدر خود را مقیّد به آداب کرده شخصی ریایی و خودنماست. » و عده ای دیگر هم با وجود مخالفت باز نمی توانند تحسینش نکنند. یکی از مخالفین ایشان می گوید: « من سفر بسیار کردم، با بزرگان عالم اسلام محشور بوده ام و از احوال بسیاری از آنان بالمشاهده آگاهم اما حقیقتاً هیچ کس را همانند قاضی تا بدین حد مقید به آداب شرع ندیده ام. »
خود ایشان می گوید: « چون بیست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس برای من آمده بود، چنان که هر وقت می خواست نامحرمی وارد شود از دو دقیقه قبل خود به خود چشم هایم بسته می شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بی اختیار روی هم می آمد و آن مشقت از من رفته بود. »

و ایشان نا امید نمی شود، می داند که طلب حقیقی جدا از مطلوب نیست زیرا که شنیده است: « اذا تقرب الیّ شبراً تقربت الیه ذراعاً: و هرگاه به اندازه یک وجب به من نزدیک شود به اندازه زراعی به او نزدیک شوم.»

این قدم ها باید برداشته شود و آن نزدیکی باید حاصل گردد تا زمانی که عاشق به معشوق برسد و پرده ها کامل برداشته شود و وصال صورت گیرد و البته معلوم است که معشوق خود در همه جا پیشقدم و مشتاق تر است. « او نیز اطمینان دارد که باز نشدن در روحانیت، نه از ناحیه بی التفاتی معشوق است بلکه اگر در، بی موقع باز شود صد در صد خام از کار در آید! » و بعدها آیت الله قاضی که خود چهل سال پشت در مانده، و صادق بودن خود را در آن عشق و محبت به محبوب و معبود ازل ثابت کرده، درس استقامت و صبوری را به شاگردانش هم می آموزد و چنین می گوید:« اگر به جستجوی آب زمین را کندی، نباید خسته و ناامید شوی، اگر وقتش باشد به آب می رسی، وگرنه ناامید مشو که بالاخره به آب می رسی و حتی آ برایت فوران می کند. »

آیت الله نجابت از قول ایشان می گوید: « چهل سال است دم از پروردگار عالم زدم. چند مرتبه خواستند مرا بکشند، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی نگذاشت و خدا هم کمکم کرد! در این مدت نه خوابی دیدم، نه مکاشفه ای، نه رفیقی، نه همدردی، چهل سال است که در را می کوبم و خبری نیست. »

 

جای بسی امید است که راهی که در پیش گرفتیم راهی درست است. هرچند که محبوب در را باز نکرده ولی ما باید از قاضی ها درس بگیریم و نا امید نشویم . چه جمله زیبایی :

:« اگر به جستجوی آب زمین را کندی، نباید خسته و ناامید شوی، اگر وقتش باشد به آب می رسی، وگرنه ناامید مشو که بالاخره به آب می رسی و حتی آ برایت فوران می کند. »

امیدوارم به زودی به چشمه های معارف حقه دست پیدا کنیم . پروردگارا ظرف وجودمان را چنان دهری ارتقا بده تا راه چندین ساله را به زودی طی کنیم .آمین

 

یه دختر سه ساله

پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در محضر آیت الله سید علی قاضی طباطبایی

علامه قاضی از معدود افرادی هستند که در طریق سلوک موفق بودند و آىت الله بهجت - علامه طباطبایی - آىت الله بروجردی - آیت الله دستغیب و بسیاری از علما و بزرگان دست پرورده ایشان هستند و از محضر ایشان استفاده کردند و همیشه به شاگردی آقای قاضی افتخار میکردند .

این پیر سلوک به گفته علما با وصف قابل شناخت نیست و هرصاحب توفیقی که با ایشان زندگی کرده معرفت به قاضی دارد ولاغیر.

امیدوارم دراین وبلاگ که به نام زیبای حضرت رقیه سلام الله علیها مزین شده بتونیم معرفت به علامه قاضی پیدا کنیم و از پیروان ایشان در زمینه سلوک و توحید باشیم .قاضی و قاضی ها فقط و فقط خدا رو دیدند و تمام زندگی دنیایی را رنگ توحیدی بخشیدن و حتی یک نفس بی یاد خدا را برای خود حرام دانستند . چقدر زیبا میشه اگر به اذن اهل بیت سلام الله علیها ما هم به حیات دنیاییمون رنگ توحیدی  و ولایی دهیم . ان شاالله

فقر و اوج توکل

خانه اش ساده و محقر است. کلاس ها همان جا برگزار می شود تنها یک گلیم نایلونی خوشرنگ در آن انداخته شده که آن را هم عموی ایشان برای آقای قاضی فرستاده است و چون می دانسته که او از مناعت طبعی که دارد هدیه قبول نمی کند گفته است شما اگر حق الناس را قبول دارید من این را وقف بیرونی شما کردم شب ها به خاطر نبودن لامپ، خانواده در تاریکی به سر می بردند و گاهی آن قدر روزگار به سختی می گذرد که آقای قاضی هنگامی که یکی از شاگردانش به تبریز میرود میگوید : رفتی، فلان کتاب مرا  از فلان جا بگیر و بفروش و پولش را برای من بیاور....تنگی معیشت و فقر در بعضی از مقاطع زندگی، آنچنان آقای قاضی و خانواده اش را تحت الشعاع قرار می دهد که بعضی از کتاب هایشان را می فروشند تا از پول آن امرار معاش کنند ولی هرگز راضی نمی شود از وجوهات شرعیه استفاده کند. در حالی که هزار و یک توجیه برای استفاده داشتند. و این ها همه شرایط زندگی است که این مرد روحانی دارد و با این همه شاگردانش وقتی می خواهند وی را توصیف کنند میگویند: از لحاظ توکل احدی را مانند قاضی ندیدیم. آن چنان مانند کوه استوار بود که ابداً مسائل مختلف اجتماعی و زندگی خم به ابروی ایشان نمی آورد! آری او کوه است.

مرحوم قاضی از نظر عمل آیتی عجیب بود. اهل نجف و بالأخص اهل علم از او داستانهایی دارند. در نهایت تهیدستی زندگی می نمود با عائله سنگین و چنان غرق توکل و تسلیم و تفویض و توحید بود که این عائله به قدر ذره ای او را از مسیر خارج نمی کرد. این حال آرامش و طمأنینه ایشان برای ما شگفت انگیز بود.

یکی از شاگردان عظیم الشان ایشان نقل میکنند :  مرحوم علی آقا قاضی معمولاً در حال تردد بین نجف و کوفه بودند و من مطمئن بودم که ایشان پولی در بساط ندارد و برایم همیشه جای سؤال بود که مخارج این رفت و آمد بین نجف و کوفه چگونه تأمین می شود تا اینکه یک روز که ایشان عزم کوفه را داشتند از خانه خارج شدند و من مخفیانه پشت سر ایشان راه افتادم ... عادت ایشان این بود که هنگام حرکت در بیرون، عبایش را به سر می انداختند و اصلاً هم به پشت سر نگاه نمی کردند.علی آقا قاضی از میان بازار عبور کرد تا به ترمینال رسید و مستقیم رفت که سوار ماشین شود، ناگهان دیدم درست هنگامی که مرحوم قاضی پایش را روی پله ماشین گذاشت، سیدی به سرعت آمد و مقداری پول به ایشان داد. علی آقا قاضی نگاهی به پشت سرش کرد و لبخندی زد و به من فهماند که اگر انسان صبر کند و توکل نماید، خداوند اینگونه می رساند با این همه فقر، ایشان بسیار کریم النفس بود خانه اش را که می خرند زیر آن طلا پیدا می کنند و وقتی برایش می آورند می گوید بروید برای خودتان! چون من خانه را فروخته ام .در نهایت فقر و سختی و عسرت زندگی می کند ولی به خود اجازه نمی دهد که از وجوهات شرعیه استفاده کند و هنگامی که شخصی از سهمی که دست او بوده برای آقای قاضی می آورد و می گوید از سهم خود من بردارید قبول نمی کند و می گوید این ها را برای آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی ببرید. وجوهات به آن کسی می رسد که بتواند رد مظالم استفاده کند. یعنی در نهایت فقر باشد . در نهایت فقر و سختی، نان خشک در آب می زند و می خورد و آن قدر مناعت طبع دارد که به دیگرانی که می خواهند برایش خانه بزرگ بخرند اجازه این کار را نمی دهد و به راستی همین هاست که از او قاضی میسازد و او باید توحید را با فقر تجربه کند. وخودشون میفرمایند : برزخ من در دنیا فقر است و دیگر در برزخ مشکلی ندارم

ایشان اهل طیّ الارض بود، هر چند خود نمی خواست دیگران از این قضیه خبردار شوند. اما اینجا قضای الهی با کتمان او سازگار نشد و به اصطلاح لو رفت و از همین جا عده ای که دنبال گمشده خود بودند، اطرافش را گرفتند و گوی سعادت ربودند.

یه دختر سه ساله

چهارشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۳

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان مهربانی که در این مدت 10 سال من رو تنها نگذاشتند و همه جوره منو تشویق میکردند که وبلاگ نویسی رو ادامه بدم لبخند. ان شاالله با اذن  امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (علیه السلام )سعی میکنم با بینشی جدید که صرفاً عنایت مادر سادات  است وبلاگ نویسی را ادامه دهم . امیدوارم بتوانم با عمل و گفتار ناقصم حق مطالب را ادا کنم .

اگر به خاطر داشته باشید پیرامون تهذیب نفس و مراقبه بسیار صحبت کردم و اینک تصمیم دارم وبلاگ را با چند رویکرد ادامه دهم 1-  سیره آىت الله سید علی قاضی طباطبایی 2- رویداد های مهم هفتگی 3 - جملات ناب از افراد ناب و ....

امیدوارم بتونم بخوبی حق مطالب را ادا کنم . از شما بزرگواران التماس دعا دارم .یاعلی

یه دختر سه ساله

دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱

 

 

سلام به همه ی بچه شیعه های هوشیار . ازتون خواهش میکنم این کلیپ رو ببینید و نظراتتون رو بفرمایید . باز هم مظلومیت علی ع و شیعیانشان .تحلیل فیلم ضد شیعه ی قربانی.

http://rasekhoon.net/_js/mediaplayer.swf?file=http://media.rasekhoon.net/003/18/SINEMA/kurbaan/18_kurbaan(2009>

یه دختر سه ساله

دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸

غذای حلال

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به شما دوست عزیز که مخاطب وبلاگ یه دختر سه ساله هستیلبخند.امیدوارم که مطالب پست قبلی رو خونده باشی و تو باغ باشیچشمک . غذای حلال هم یکی دیگر از اساس طریقت حاج شیخ است که چند روایت را در این مورد یاداور میشوم.

 

امام صادق ع : کم خوری خصلتی است بس نیکو و صفتی است بس رفیع و ارجمند . در هرحال و نزد هر قوم , چرا که کم خوردن موجب صلاح باطن و ظاهر است.

ودر روایت دیگری داریم : نیست هیچ ضرر رسانده ای بر دل مومن از خوردن بسیارو خوردن بسیار باعث دو صفت خیلی بد در انسان میشود 1:قساوت قلب 2:تحریک شهوت

و این دوصفت , عمده بدبختی آدمی است در طول زندگی و محرومیت و دور ماندن اوست از نعمات معنوی.

پیامبر اسلام ص میفرمایند: مومن میخورد به یک روده و منافق میخورد به قدر هفت روده و این ترغیب است بر مومنین به کم خوردن.

البته همه ی این روایاتی که ذکر شد پیرامون غذای حلال بود و اینک اثرات غذای حرام را براتون به اختصار مینویسم .

حضرت رسول ص : نمیرود داخل بهشت کسی که روئیده باشد گوشت بدن او از غذای غیر مشروع و اتش به چنین بدنی سزاوارتر است.

و درجای دیگر فرمودند : بندگی خداوند با خوردن مال حرام مثل ساختمانی است که روی ماسه بنا گردد.و در روایت دیگر داریم بندگی خداوند با خوردن غذای حرام مثل ساختمانی است که روی اب بنا باشد.

و در جای دیگر از ان حضرت داریم : کسی که بخورد یک لقمه ی حرام قبول نمیشود نماز او تا چهل شب و مستجاب نمیشود دعای او چهل روز و هرگوشت که بروید از لقمه حرام پس اتش سزاوار است به ان لقمه هم میرویاند در بدن گوشت را .

رسول خدا ص به امیرالمومنین علی ع میفرماید: یا علی پنج چیز قلب و روح را میمیراند : زیاد خوردن ,زیاد خوابیدن ,زیاد حرف زدن , زیاد خندیدن,و زیاد هم و غم در دل داشتن و حرام خوردن ایمان را از انسان دور میکند

حضرت امام سجاد ع در رساله حقوق خود میفرمایند: حق شکمت این است که ان را هرگز ظرف حرام , کم یا زیاد نکنی و در حلال نیز میانه روی نمایی و از حد تقویت به حد سستی و ناجوانمردیش نکشانی هنگام احساس گرسنگی و تشنگی بر ان مسلط باشی که سیری تا حد شکم خوارگی مایه ی کسالت و کندکاری و بازماندن از هر خیر و کرامت است و اب خوردن تا انجا که شکم مالامال شود حماقت و جهالت ارد و مروت و مردانگی را از بین میبرد. و مورد سوم از طریقت حاج شیخ بیداری قبل از اذان صبح است که در جای مناسب خود که نماز شب را باز کردم به صورت کامل براتون مینویسم , فقط یه یادگاری از من داشته باشیناز خود راضی که حاجتی که درهنگام سحر از خدا خواسته شود اگر به صلاحت باشد امکان نداره خدا جوابت رو نده. بای بای

 

یه دختر سه ساله

شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸

حضور قلب در نماز

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به تموم برو بچه های گل شیعهبغل.آقا امروز میخوام براتون از حاج شیخ حسنعلی اصفهانی بگم.همان عارف مشهور "جناب آقای نخودکی" . اساس طریقت اون بزرگوار رو هفته ی پیش براتون گفتم حالا هر کدوم از اونا رو براتون باز میکنم

حضور قلب در نماز:دوستان خیلی از ماها همین که می گیم الله اکبر تمام کارهای دنیا از ریز تا درشتش تو ذهنمون میاد از مشکلات گرفته تا تموم خوشی هااوه . آخه فرزندم از قدیم گفتن اگه نمازت قبول شه تمام کارها و عباداتت قبول میشه و اگر مردود شه تمامه اعمالت فاتحه اش خوندستتعجب. رسول خدا ص فرمودند : هرگاه بنده ای مشغول نماز میشود شیطان(شیطان) نزد او میاید و میگوید:چنین بگو چنان بگو تا این که نمازگزار گمراه میگردد و نمیفهمد که چگونه نماز را بجا اورد. 

پس وای بر نمازگزاران انان که دل از یاد خدا غافل دارند (سوره ی ماعون)

رسول خدا ص :هر کس مراعات راستی و درستی نماز را نماید مزدش را تمام به او میدهند .  و نیز فرمودند : عبادت کن خدا را مانند کسی که میبینی اورا پس اگر تو نمیبینی او تو را میبیند .

 و نیز فرمودند : هرکس دو رکعت نماز بخواند و نزد خود فکری از دنیا نکند خدا گناهش برا ببخشد.

و در جای دیگر فرمودند:هرکس نگاهدارد خاطر خود را در نماز واجب پس انجام دهد رکوع و سجود و تواضع نماز را پس از ان تمجید کند خدارا و تعظیم و سپاس کند اورا تا وقتی که در اید وقت نماز دیگری و جفا نکند به کسی در بین دونماز مینویسد خدا برایش مثل پاداش حج کننده و عمره کننده و او میباشد از اهل علیین. 

و نیز فرمودند بعضی نماز هاست که قبول میشود نصف آن یا ثلث آن یا چهار یک یا پنج یک تا ده یک آن و بعضی نماز ها پیچیده میشود مانند آن که جامه ی کهنه پیچیده شود و پس زده میشود به صورت نمازگزار جز این نیست که برای تو خواهد بود ان مقدار از نماز که روی دل به ان داشتی.

و باز فرمودند : وقتی که بنده ی خدا بایستد برای نماز نگاه میکند خدا بسوی او و سایه می افکند براو رحمت از بالای سرش تا افق اسمان و فرشتگان فرا میگیرند اطراف او را تا اسمان و خدا موکل میکند فرشته ای بالای سر او که میگوید به او : ای نمازگزار اگر میدانستی چه کسی به تو نظر میکند و با چه کسی مناجات میکنی هیچ بر نمیگشتی و هرگز منصرف نمیشدی از جای خودت.

از ابی حمزه ثمالی منقول است :ردا از دوش مبارک امام حسین ع در اثنای نماز افتاد و ان حضرت  ردای خود را درست نکرد تا فارغ شد از نماز از ان حضرت پرسیدم چرا درست نکردید ردای خود را و ایشان فرمودند: وای برتو ! ایا میدانی در برابر چه کسی بودم همانا بنده ی خدا نمازش قبول نمیشود مگر ان مقداری که توجه دل داشته باشد ابوحمزه گفت : پس ما هلاک خواهیم شد (که توجه در نماز نداریم) حضرت فرمودند: خداوند تمام میکند نقصان نماز های واجب را به نماز های نافله.

قابل توجه حضراتی که سر نماز دست میخوارونن با ریششون بازی میکنن یا ... زراره از ابی جعفر ع : نقل میکند: هرگاه ایستادی در نماز پس بر تو باد به توجه نمودن بر ان نماز چه ان که برای تو خواهد بود ان مقداری که توجه داشته ای بر نماز و بازی مکن در نماز با دست خود و نه با سرخود و نه با ریش خود و حدیث مکن دل خود را به کاری و دهن دره و قامت کشی نیز مکن .

ابی جعفر فرمودند: اول چیزی که در روز قیامت حساب میشود نماز میباشد پس اگر نماز قبول شود همه ی کارهای خیر دیگر نیز از او قبول خواهد شد به درستی که نماز اگر در وقت خود به اسمان برود بر میگردد برای صاحبش در حالی که سفید و نورانی میباشد و میگوید به صاحبش همچنان که تو مرا مراعات کردی و نگاهداشتی خدا تو را مراعات کند و نگاه دارد و اگر در غیر وقت خود به اسمان برود و با اداب نباشد بر میگردد برای صاحبش در حالتی که سیاه و ظلمانی میباشد و میگوید به صاحبش چنان که مرا ضایع کردی خدا تورا ضایع کند

دوستان خوبم از مبحث امروز نتیجه گیری کنید و نظرات خودتون رو برایم بنویسید . من دیگه باید برم نماز بخونم . یا علی

یه دختر سه ساله

شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به تمام دوستان و محبین یه دختر سه ساله لبخندحتما همه ی شما آقای نخودکی رو میشناسید .ایشان یکی از اولیای خدا بودند  و فرمودند ٣چیز در رسیدن به این مقام برایم اصل بوده ١-حضور قلب داشتن در نماز٢-بیداری قبل از اذان صبح ٣-غذای حلالمژه

 

یه دختر سه ساله

یکشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٦

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض ادب . نمیدونم تا چه حد تونستین مشق شبتون و انجام بدین و..امیدوارم که موفق بوده باشید . امروز میخوام راجع به دو تا حجاب حرف بزنم : 1)حجاب ظلمانی 2)حجاب نورانی (طبق گفته ی اقا حامد به این نتیجه رسیدم که یه باز نگری داشته باشم بعد خدمتتون بگم٬ممنونم برادر گرامی)

دوست خوبم٬ اگر میخوای طی طریق کنی باید از این حجابا بگذری

حجاب ظلمانی:اگر میخوای حجاب ظلمانی رو برطرف کنی باید چند تا کار انجام بدی.1)بیخیال دنیا و تعلقاتش بشی:یعنی اینکه خانم خانه دار با داشتن جارو برقی ایرانی و کمی قدیمی نرو دنبال جارو برقی جدیدی که تو بازار امده. یعنی اینکه برات اهمیت نداشته باشه که چه جور زندگی ای داری٬ قانع باش . یعنی اقایون٬ پیکان برای شما با سمند فرقی نکنه و این رو بدونین که همه ی اینا مرکبند٬برای به او رسیدن . نباید این فکرا و این چیزها ما رو از خدای خودمون دور کنه.

2)گرسنگی : نه اینکه ضعف کنی ها نه. یعنی بخوری به اندازه کافی. تا گرسنه نشدی چیزی نخوری و تا هنوز سیر نشدی از سر سفره بلند شی. یعنی وقتی خانم محترمت در پایان غذای حضرت اقا میگه: ای وای ته دیگ رو یادم رفت بیارم و شما با اینکه بسیار سیری میگی خانم ٬دستت درد نکنه اون ته دیگو بیار ببینم چه مزه ای شده. تو باید به بدنت به عنوان یه مرکب نگاه کنی و به اندازه ی کافی به این مرکب بدی بخوره با نیت قرب نه اینکه از روی لذت چیزی رو بخوری

3)عزلت و گوشه نشینی: نه اینکه از فردا در خونتو ببندی و با کسی رفت و امد نکنی . نه اینکه دائم بشینی سر جا نماز و عبادت کنی . نه اینکه....

عزلت و گوشه نشینی به این معنا که هر جایی نری . دلیل نداره بری خونه ی کسی که تو رو به خدا نزدیک نمیکنه. دلیل نداره بری جایی که مجلس حرامه . دلیل نداره بری مجلسی که شئونات اسلامی رعایت نمیشه . دلیل نداره بری خونه ی کسی که بی حجابه و تو نمیتونی روی او تاثیری بذاری . ناراحت میشه؟خوب بشه . مشکل خودشه . تو باید سعی کنی خدا ناراحت نشه . بنده ی خدا ناراحت شد٬لا مشکل

4) کم حرف زدن:اقا جون سعی کن کم حرف بزنی. وقتی کم حرف بزنی کمتر حرفای بیهوده از دهنت میاد بیرون . وقتی کم حرف بزنی کم تر شوخی بیجا میکنی. وقتی کم حرف بزنی کم تر دل میشکونی. خانم میره خونه ی مادر شوهرش شروع میکنه یه ریز حرف زدن اول با سلام و احوال پرسی شروع میشه . بعدش : دیگه چی کار میکنین؟ بعدش فلانی خوبه؟ تا اینجا خوب بود اما بعدش گناه....فلانی طلاق گرفت؟ دلم میسوزه براش . خدا شوهرشو لعنت کنه. همه ی مردا همینناااا . خاک بر ...بابا چقدر حرف بیهوده میزنی!؟ لزومی نداره تو اینقدر پرحرفی کنی . هر حرفی خواستی بزنی٬ تا 7 تو دلت بشمار ٬بعد مزه مزه کن ببین خدا و ائمه از سخن گفتن تو راضی هستن یا نه؟امان از دست ادمای پر حرفی که حوصله ی ادمو سر میبرن

5)حلم و صبر در مقابل مشکلات : بخدا میتونی . میتونی یکم بخاطر خدا در مقابل مشکلاتت صبر کنی . اینقدر بی تابی نکن . کسی که میخواد طی طریق کنه٬ باید بتونه بر تمام مشکلاتش صبر کنه . اگر صبر تو کارش نباشه ول معطله.

یه دختر سه ساله

سه‌شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٦

 

بسم رب الفاطمه(س)

سلام و عرض ادب . بی مقدمه میرم سر اصل مطلب . یه دونه ی سیب٬ وقتی یه درخت سیب خوب میشه٬ که بهش آب و نور کافی برسه و زیر خاک از املاح معدنی استفاده کنه .اگه اون دونه ی سیب بگه من نمیخوام برم زیر خاک٬ فشار خاکو تحمل کنممنو بذارین روی میز جلوی باد کولریا اینکه بگه :من نمیخوام آب بهم بدین٬ کوکاکولا بدین. من نمیخوام نور خورشید بهم بخوره یه سایه بون برام بزنین . بنظرت اون دونه ی سیب درخت سیب میشه؟ اون دونه ی سیب به کمال خودش میرسه؟اون دونه ی سیب میتونه سیب بده؟

حالا تو به من بگو . اگه من و تو ٬سختیها و فشار های دنیا رو تحمل نکنیم میتونیم به خدا برسیم؟ میتونیم به کمالمون برسیم؟نه نمیتونیم . ببین من این حرفا رو برای کسی میگم که به بهشت قانع نیست. مثل زن فرعون٬ خدارو میخواد٬ نه بهشت خدا رو .یکم فکر کن ببین اگر مادرمون فاطمه س زیر اون فشارهای زندگی خودشو برای خداش فدا نمیکرد٬ بازم پیش خدا فاطمه س بود؟فقط یه کلام ٬تا هفته ی آینده بریم تمرین کنیم که عاشقانه فشارهای زندگی رو تحمل کنیم به خاطر خدا(با غر غر و گریه قبول نیستااااا)اون وقت میبینیم که چقدر به معبودمون نزدیک شدیم.در ضمن میلاد با سعادت حضرت فاطمه ی زهرا س بر تمام بانوان شیعه مبارک باد . امیدوارم همه ما مظهر مادرمون ٬انسیه ی حوراء باشیم.انشا الله 

یه دختر سه ساله

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

آرشیو مطالب قبل


بازدید کنند گان وبلاگ


دوستان


رقص اعتقاد

عين شين قاف

خدا.چت.مذهب

شيعه

اشک يخي

خادم الشهدا

زخم آسمان

مجنون ولايت

تروريسم مقدس

شهد شهادت

دلنوا

عرفه

عطر نماز

محب فاطمه

دولت عاشقي

فتح خون

ايليا