دوسش دارم یه عالمه ....... دختر پادشاهمه ....... گدایی کوی خانوم ....... کار هزار تا حاتمه ....... گرد و غبار چادرش ....... کرب و بلاییم می کنه....... زندگی بی عشق خانوم ....... مثل جهنم می مونه .......................................... کاشکی بودم تو کربلا......سپر به سیلی می شدم ......به جای صورتت بی بی ....سر تا پا نیلی می شدم
۱۳٩٠/٤/۸

عید شما مبارک

    السلام علیک یا رسول الله

بعد از 2 سال سلاملبخند .سلام به تمام محبین اهل بیت سقلب . عید مبعث بر همگی مبارک . انشاالله تمام تلاشم رو میکنم که از این به بعد بتونم با مطالب بهتر و شیرین تری در خدمتتون باشم . از خدا توفیق میخواهم که بتوانم مجدد بنویسم . فعلا خدانگهدار

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸۸/۱٢/٢٤

غدای حلال

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به شما دوست عزیز که مخاطب وبلاگ یه دختر سه ساله هستیلبخند.امیدوارم که مطالب پست قبلی رو خونده باشی و تو باغ باشیچشمک . غذای حلال هم یکی دیگر از اساس طریقت حاج شیخ است که چند روایت را در این مورد یاداور میشوم.

امام صادق ع : کم خوری خصلتی است بس نیکو و صفتی است بس رفیع و ارجمند . در هرحال و نزد هر قوم , چرا که کم خوردن موجب صلاح باطن و ظاهر است.

ودر روایت دیگری داریم : نیست هیچ ضرر رسانده ای بر دل مومن از خوردن بسیارو خوردن بسیار باعث دو صفت خیلی بد در انسان میشود 1:قساوت قلب 2:تحریک شهوت

و این دوصفت , عمده بدبختی آدمی است در طول زندگی و محرومیت و دور ماندن اوست از نعمات معنوی.

پیامبر اسلام ص میفرمایند: مومن میخورد به یک روده و منافق میخورد به قدر هفت روده و این ترغیب است بر مومنین به کم خوردن.

البته همه ی این روایاتی که ذکر شد پیرامون غذای حلال بود و اینک اثرات غذای حرام را براتون به اختصار مینویسم .

حضرت رسول ص : نمیرود داخل بهشت کسی که روئیده باشد گوشت بدن او از غذای غیر مشروع و اتش به چنین بدنی سزاوارتر است.

و درجای دیگر فرمودند : بندگی خداوند با خوردن مال حرام مثل ساختمانی است که روی ماسه بنا گردد.و در روایت دیگر داریم بندگی خداوند با خوردن غذای حرام مثل ساختمانی است که روی اب بنا باشد.

و در جای دیگر از ان حضرت داریم : کسی که بخورد یک لقمه ی حرام قبول نمیشود نماز او تا چهل شب و مستجاب نمیشود دعای او چهل روز و هرگوشت که بروید از لقمه حرام پس اتش سزاوار است به ان لقمه هم میرویاند در بدن گوشت را .

رسول خدا ص به امیرالمومنین علی ع میفرماید: یا علی پنج چیز قلب و روح را میمیراند : زیاد خوردن ,زیاد خوابیدن ,زیاد حرف زدن , زیاد خندیدن,و زیاد هم و غم در دل داشتن و حرام خوردن ایمان را از انسان دور میکند

حضرت امام سجاد ع در رساله حقوق خود میفرمایند: حق شکمت این است که ان را هرگز ظرف حرام , کم یا زیاد نکنی و در حلال نیز میانه روی نمایی و از حد تقویت به حد سستی و ناجوانمردیش نکشانی هنگام احساس گرسنگی و تشنگی بر ان مسلط باشی که سیری تا حد شکم خوارگی مایه ی کسالت و کندکاری و بازماندن از هر خیر و کرامت است و اب خوردن تا انجا که شکم مالامال شود حماقت و جهالت ارد و مروت و مردانگی را از بین میبرد. و مورد سوم از طریقت حاج شیخ بیداری قبل از اذان صبح است که در جای مناسب خود که نماز شب را باز کردم به صورت کامل براتون مینویسم , فقط یه یادگاری از من داشته باشیناز خود راضی که حاجتی که درهنگام سحر از خدا خواسته شود اگر به صلاحت باشد امکان نداره خدا جوابت رو نده. بای بای

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸۸/۱٢/۸

حضور قلب در نماز

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به تموم برو بچه های گل شیعهبغل.آقا امروز میخوام براتون از حاج شیخ حسنعلی اصفهانی بگم.همان عارف مشهور "جناب آقای نخودکی" . اساس طریقت اون بزرگوار رو هفته ی پیش براتون گفتم حالا هر کدوم از اونا رو براتون باز میکنم

حضور قلب در نماز:دوستان خیلی از ماها همین که می گیم الله اکبر تمام کارهای دنیا از ریز تا درشتش تو ذهنمون میاد از مشکلات گرفته تا تموم خوشی هااوه . آخه فرزندم از قدیم گفتن اگه نمازت قبول شه تمام کارها و عباداتت قبول میشه و اگر مردود شه تمامه اعمالت فاتحه اش خوندستتعجب. رسول خدا ص فرمودند : هرگاه بنده ای مشغول نماز میشود شیطان(شیطان) نزد او میاید و میگوید:چنین بگو چنان بگو تا این که نمازگزار گمراه میگردد و نمیفهمد که چگونه نماز را بجا اورد. 

پس وای بر نمازگزاران انان که دل از یاد خدا غافل دارند (سوره ی ماعون)

رسول خدا ص :هر کس مراعات راستی و درستی نماز را نماید مزدش را تمام به او میدهند .  و نیز فرمودند : عبادت کن خدا را مانند کسی که میبینی اورا پس اگر تو نمیبینی او تو را میبیند .

 و نیز فرمودند : هرکس دو رکعت نماز بخواند و نزد خود فکری از دنیا نکند خدا گناهش برا ببخشد.

و در جای دیگر فرمودند:هرکس نگاهدارد خاطر خود را در نماز واجب پس انجام دهد رکوع و سجود و تواضع نماز را پس از ان تمجید کند خدارا و تعظیم و سپاس کند اورا تا وقتی که در اید وقت نماز دیگری و جفا نکند به کسی در بین دونماز مینویسد خدا برایش مثل پاداش حج کننده و عمره کننده و او میباشد از اهل علیین. 

و نیز فرمودند بعضی نماز هاست که قبول میشود نصف آن یا ثلث آن یا چهار یک یا پنج یک تا ده یک آن و بعضی نماز ها پیچیده میشود مانند آن که جامه ی کهنه پیچیده شود و پس زده میشود به صورت نمازگزار جز این نیست که برای تو خواهد بود ان مقدار از نماز که روی دل به ان داشتی.

و باز فرمودند : وقتی که بنده ی خدا بایستد برای نماز نگاه میکند خدا بسوی او و سایه می افکند براو رحمت از بالای سرش تا افق اسمان و فرشتگان فرا میگیرند اطراف او را تا اسمان و خدا موکل میکند فرشته ای بالای سر او که میگوید به او : ای نمازگزار اگر میدانستی چه کسی به تو نظر میکند و با چه کسی مناجات میکنی هیچ بر نمیگشتی و هرگز منصرف نمیشدی از جای خودت.

از ابی حمزه ثمالی منقول است :ردا از دوش مبارک امام حسین ع در اثنای نماز افتاد و ان حضرت  ردای خود را درست نکرد تا فارغ شد از نماز از ان حضرت پرسیدم چرا درست نکردید ردای خود را و ایشان فرمودند: وای برتو ! ایا میدانی در برابر چه کسی بودم همانا بنده ی خدا نمازش قبول نمیشود مگر ان مقداری که توجه دل داشته باشد ابوحمزه گفت : پس ما هلاک خواهیم شد (که توجه در نماز نداریم) حضرت فرمودند: خداوند تمام میکند نقصان نماز های واجب را به نماز های نافله.

قابل توجه حضراتی که سر نماز دست میخوارونن با ریششون بازی میکنن یا ... زراره از ابی جعفر ع : نقل میکند: هرگاه ایستادی در نماز پس بر تو باد به توجه نمودن بر ان نماز چه ان که برای تو خواهد بود ان مقداری که توجه داشته ای بر نماز و بازی مکن در نماز با دست خود و نه با سرخود و نه با ریش خود و حدیث مکن دل خود را به کاری و دهن دره و قامت کشی نیز مکن .

ابی جعفر فرمودند: اول چیزی که در روز قیامت حساب میشود نماز میباشد پس اگر نماز قبول شود همه ی کارهای خیر دیگر نیز از او قبول خواهد شد به درستی که نماز اگر در وقت خود به اسمان برود بر میگردد برای صاحبش در حالی که سفید و نورانی میباشد و میگوید به صاحبش همچنان که تو مرا مراعات کردی و نگاهداشتی خدا تو را مراعات کند و نگاه دارد و اگر در غیر وقت خود به اسمان برود و با اداب نباشد بر میگردد برای صاحبش در حالتی که سیاه و ظلمانی میباشد و میگوید به صاحبش چنان که مرا ضایع کردی خدا تورا ضایع کند

دوستان خوبم از مبحث امروز نتیجه گیری کنید و نظرات خودتون رو برایم بنویسید . من دیگه باید برم نماز بخونم . یا علی

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸۸/۱٢/۱

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به تمام دوستان و محبین یه دختر سه ساله لبخندحتما همه ی شما آقای نخودکی رو میشناسید .ایشان یکی از اولیای خدا بودند  و فرمودند ٣چیز در رسیدن به این مقام برایم اصل بوده ١-حضور قلب داشتن در نماز٢-بیداری قبل از اذان ظهر ٣-غذای حلالمژه

 

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸٦/٤/۱٧

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض ادب . نمیدونم تا چه حد تونستین مشق شبتون و انجام بدین و..امیدوارم که موفق بوده باشید . امروز میخوام راجع به دو تا حجاب حرف بزنم : 1)حجاب ظلمانی 2)حجاب نورانی (طبق گفته ی اقا حامد به این نتیجه رسیدم که یه باز نگری داشته باشم بعد خدمتتون بگم٬ممنونم برادر گرامی)

دوست خوبم٬ اگر میخوای طی طریق کنی باید از این حجابا بگذری

حجاب ظلمانی:اگر میخوای حجاب ظلمانی رو برطرف کنی باید چند تا کار انجام بدی.1)بیخیال دنیا و تعلقاتش بشی:یعنی اینکه خانم خانه دار با داشتن جارو برقی ایرانی و کمی قدیمی نرو دنبال جارو برقی جدیدی که تو بازار امده. یعنی اینکه برات اهمیت نداشته باشه که چه جور زندگی ای داری٬ قانع باش . یعنی اقایون٬ پیکان برای شما با سمند فرقی نکنه و این رو بدونین که همه ی اینا مرکبند٬برای به او رسیدن . نباید این فکرا و این چیزها ما رو از خدای خودمون دور کنه.

2)گرسنگی : نه اینکه ضعف کنی ها نه. یعنی بخوری به اندازه کافی. تا گرسنه نشدی چیزی نخوری و تا هنوز سیر نشدی از سر سفره بلند شی. یعنی وقتی خانم محترمت در پایان غذای حضرت اقا میگه: ای وای ته دیگ رو یادم رفت بیارم و شما با اینکه بسیار سیری میگی خانم ٬دستت درد نکنه اون ته دیگو بیار ببینم چه مزه ای شده. تو باید به بدنت به عنوان یه مرکب نگاه کنی و به اندازه ی کافی به این مرکب بدی بخوره با نیت قرب نه اینکه از روی لذت چیزی رو بخوری

3)عزلت و گوشه نشینی: نه اینکه از فردا در خونتو ببندی و با کسی رفت و امد نکنی . نه اینکه دائم بشینی سر جا نماز و عبادت کنی . نه اینکه....

عزلت و گوشه نشینی به این معنا که هر جایی نری . دلیل نداره بری خونه ی کسی که تو رو به خدا نزدیک نمیکنه. دلیل نداره بری جایی که مجلس حرامه . دلیل نداره بری مجلسی که شئونات اسلامی رعایت نمیشه . دلیل نداره بری خونه ی کسی که بی حجابه و تو نمیتونی روی او تاثیری بذاری . ناراحت میشه؟خوب بشه . مشکل خودشه . تو باید سعی کنی خدا ناراحت نشه . بنده ی خدا ناراحت شد٬لا مشکل

4) کم حرف زدن:اقا جون سعی کن کم حرف بزنی. وقتی کم حرف بزنی کمتر حرفای بیهوده از دهنت میاد بیرون . وقتی کم حرف بزنی کم تر شوخی بیجا میکنی. وقتی کم حرف بزنی کم تر دل میشکونی. خانم میره خونه ی مادر شوهرش شروع میکنه یه ریز حرف زدن اول با سلام و احوال پرسی شروع میشه . بعدش : دیگه چی کار میکنین؟ بعدش فلانی خوبه؟ تا اینجا خوب بود اما بعدش گناه....فلانی طلاق گرفت؟ دلم میسوزه براش . خدا شوهرشو لعنت کنه. همه ی مردا همینناااا . خاک بر ...بابا چقدر حرف بیهوده میزنی!؟ لزومی نداره تو اینقدر پرحرفی کنی . هر حرفی خواستی بزنی٬ تا 7 تو دلت بشمار ٬بعد مزه مزه کن ببین خدا و ائمه از سخن گفتن تو راضی هستن یا نه؟امان از دست ادمای پر حرفی که حوصله ی ادمو سر میبرن

5)حلم و صبر در مقابل مشکلات : بخدا میتونی . میتونی یکم بخاطر خدا در مقابل مشکلاتت صبر کنی . اینقدر بی تابی نکن . کسی که میخواد طی طریق کنه٬ باید بتونه بر تمام مشکلاتش صبر کنه . اگر صبر تو کارش نباشه ول معطله.

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸٦/٤/۱٢

 

بسم رب الفاطمه(س)

سلام و عرض ادب . بی مقدمه میرم سر اصل مطلب . یه دونه ی سیب٬ وقتی یه درخت سیب خوب میشه٬ که بهش آب و نور کافی برسه و زیر خاک از املاح معدنی استفاده کنه .اگه اون دونه ی سیب بگه من نمیخوام برم زیر خاک٬ فشار خاکو تحمل کنممنو بذارین روی میز جلوی باد کولریا اینکه بگه :من نمیخوام آب بهم بدین٬ کوکاکولا بدین. من نمیخوام نور خورشید بهم بخوره یه سایه بون برام بزنین . بنظرت اون دونه ی سیب درخت سیب میشه؟ اون دونه ی سیب به کمال خودش میرسه؟اون دونه ی سیب میتونه سیب بده؟

حالا تو به من بگو . اگه من و تو ٬سختیها و فشار های دنیا رو تحمل نکنیم میتونیم به خدا برسیم؟ میتونیم به کمالمون برسیم؟نه نمیتونیم . ببین من این حرفا رو برای کسی میگم که به بهشت قانع نیست. مثل زن فرعون٬ خدارو میخواد٬ نه بهشت خدا رو .یکم فکر کن ببین اگر مادرمون فاطمه س زیر اون فشارهای زندگی خودشو برای خداش فدا نمیکرد٬ بازم پیش خدا فاطمه س بود؟فقط یه کلام ٬تا هفته ی آینده بریم تمرین کنیم که عاشقانه فشارهای زندگی رو تحمل کنیم به خاطر خدا(با غر غر و گریه قبول نیستااااا)اون وقت میبینیم که چقدر به معبودمون نزدیک شدیم.در ضمن میلاد با سعادت حضرت فاطمه ی زهرا س بر تمام بانوان شیعه مبارک باد . امیدوارم همه ما مظهر مادرمون ٬انسیه ی حوراء باشیم.انشا الله 

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸٥/۱٠/۱٤

بشکن بشکنه

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن عرض سلام خدمت همه دوستان خوب باید به عرضتان برسونم که اگر بنده یه خط در میون میامو میرم برای این نیست که خسته شدم صرفا بخاطر درس و زندگی و ..است.و از اینکه لطف کردید و همگی حتی در نبود من به وبلاگ این خانم بزرگوار سه ساله سر زدید سپاسگزارم امیدوارم الطافتون رو بتونم به بهترین شکل ممکن جبران کنم

فکر میکنم بعد از مبحث خودسازی لازمه که بدونین : دایره ی هستی و تکامل تا ۱۸۰ درجه اش بخشش خداست و ۱۸۰ درجه ی دیگش بشکن بشکن برای خداست . ۱۸۰ درجه اول: خدا شخصیت میده ؛ احترام میده؛ عزت میده؛ سلامتی میده؛ علمو .... میده  .در ۱۸۰ درجه دوم :باید برای خدا احترامتو ؛عزتتو؛ سلامتیتو ؛علمتو و ............. برای خدا مایه بذاری . خدا وقتی میخواد امتحانت کنه اسبابو عللی سر راهت میذاره تا ببینه ایا واقعا برای خدا کار میکنی. همسرت ؛ مادرت؛ دوستت؛ و افراد جامعه اسباب تو میشن برای امتحان. بیخودو بی جهت داری رانندگی میکنی راننده پشت سریت فحشت میده. بیخودو بیجهت همسرت سرت داد میکشه. بیخودو بی جهت دوستت خیانت میکنه بهت و.....اینجاست که تو با سکوتت و اهمیت ندادن به صدای نفست و با نیت الهیت خودتو برای خدای خودت میشکونی . شکستن تو اینقدر ارزش داره که با هر یک بشکن بشکن به عرش خدا میریو دستتو میگیره . همه ی حرفم اینه بیاین خودمونو برای خدامون بشکونیم . نیتمون رو خدایی کنیم . و عین یه مرده برامون فرقی نکنه که ابی که مارو باهاش میشورن سرده یا گرم . حتما خدا خواسته که  در روز فلان اتفاقات بدی برات بیفته؛ پس اینهمه خودتو اذیت نکن ؛ پس تسلیم باش و بگو خدا جون دوستت دارم و هرچی بذاری جلوی پام ؛آخ نمیگم . خدا جونم قول میدم خودمو تو دریای مواجت رها کنم و تلاش بیخودی نکنم که در جهت مخالف موج شنا کنم . بدونین که خدا هرچی میذاره جلوی پای بندش خیرشه . یه پیشنهاد ارزشمند دارم یکی از اساتید میگفت زیارت روز رو هر روز بخونین و هر روز خودتونو مهمونه یه امام بکنین وازش بخواین که اون روز روز گناه برای شما نباشه .حتی غذایی هم که درست میکنید و کاری رو هم که در اون روز برای همسرتون و خانوادتون انجام میدید تقدیم کنید به صاحب اون روز . مطمئن باشید اون روز روز ارزشمندی خواهد بود. پس ۳ تا درس گرفتیم ۱) بشکن بشکن برای خدا ۲) رها کردن خودمون تو دریای مواج تقدیر و معتقد بودن به اینکه این مواج خیرو مسیر منو تعین میکنه۳) خواندن دعا و زیارت روز و هر روز مهمان یک ائمه بودن

تا دفعه ی اینده این سه تا درس بزرگو تمرین کنیم منتظر نذرات ارزشمندتون هستم التماس دعا خدانگهدار

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸٥/٢/٢۳

 

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام به تموم دسته گلا ...اگه اشتباه نکنم بايد مراحل خودسازی رو توضيح بدم که رسيديم به مبحث ظاهر شريعت

دوستای خوب ؛ظاهر شريعت اولين رکنه يعنی در ابتدا اگر خواهرانی هستند که حجابشون کامل نيست بايد حجابشون رو کامل کنند؛ اگر نمازشون اول وقت نيست بايد نمازشون رو اول وقت بجا بيارن ؛اگر به نامحرم  زياد نگاه ميکنند بايد نگاهشون به زمين باشه و .....به نحوی که وقتی از يه مومن ميپرسند اين بنده خدا ادم مومنيه ؟ بگه : بله ايشون مومن هستند پس اولين قدم ظاهر شريعته و بايد سعی کنيم درست انجامش بديم. و ظاهرمون فاطمه س پسند باشه  و دومين مرحله تفکر : يعنی پيش خودمون فکر کنيم بابا ؛ خدا به اين مهربونی پس ارزششو داره که بخاطر خدا يه لحظه از نفسمون قافل نشيمو ...

سومين مرحله عزم :يعنی تصميم بگيريم واجباتمون رو انجام بديم و محرمات رو ترک کنيم و جبران انچيزی که فوت شده

چهارمين مرحله  مشارطه : يعنی با خدا شرط کنيم که ديگه گناه نکنيم يعنی روزانه تصميم بگيريم که بخاطر خدا ديگه گناه نکينم

پنجمين مرحله مراقبه : روزانه بر کارهامون مراقبت داشته باشيم و اگر نفس هم وسوسه کرد بگيم برو پی کارت

ششمين مرحله محاسبه: يعنی شبا حساب کنيم ببينيم تونستيم امروز گناه نکنيم يا نه مثلا خود من شبا به خدا نامه مينويسم و ميگم که امروز دختر خوبی بودم يا نه

اميدوارم که خدا بهمون کمک کنه تابتونيم اونی باشيم که خودش ميخواد

در ضمن از دوستان اهل فن عذر خواهی ميکنم .من بخاطر درخواست دوستانم بايد روان بنويسم و از کلمات ساده استفاده کنم . اميدوارم بخاطر زبان عاميانه و ساده ام مرا عفو بفرماييد

التماس دعا يا حق

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸٥/٢/٩

 

به نام او که از دلربایان دل میبرد

سلامو عرض ادب خدمت دوستای خوبم امیدوارم که منو ببخشید که یه خط در میون میامو مطلب مینویسم راستش یکم باید روی وبلاگ کار میکردم امیدوارم که دیگه بتونم منظم در خدمتتون باشم

دوستای گلم رسیدیم به مبحث خود سازی و کمال ...

از امروز بیاین دیگه باهم بریم به سوی معبود؛ بابا بیاینو این طناب دنیا رو پاره کنیم؛ تا وقتی که اقامون میاد دیگه اسیر طناب نباشیمو بتونیم پرواز کنیم. بچه ها بخدا اقامون غریبه ....دوستدارم امسال دیگه اقام بیاد ....دوستدارم دیگه گناه نکنم دیگه اشک مهدی رو نبینم دیگه مادرمو ناراحت نکنم و در اخر دیگه توبه نشکنم . میدونم باطن همه ادما پاکو قشنگه اما باید تلاش کنیم تا بتونیم گردو غبار غفلتو از رو دلامون پاک کنیم .

هر کی میاد یه یاعلی بگه و.....دوستای گلم راههای خودسازی و طی طریق کردن از این قراره: 1)ظاهر شریعت رو باید درست کنیم2)تفکر و عزم بر ترک گناه و انجام واجبات3)مشارطه –مراقبه – محاسبه

که مبحث بعدی ما ظاهر شریعته .......تا دفعه اینده به خدا میسپارمتون

به دلم برات شده اقام میاد اقام میاد اقام میاد .....

 

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸٤/۳/٢۱

 

 

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸٤/۱/٢۱

 

بسم رب المعشوق

نجواي شبانه:خداوندا تو به قلبم اموختي چگونه به ايات تو عشق ورزم .تو روحم را به سوي ايمان روانه كردي . اكنون از نگاه هاي كم سويم؛ مرواريدهاي اسماني را ميبينم كه هركدام قبله اي است به سوي تو.خداوندا عشق جاودانه ات قلب ناتوانم را رنجور كرده است و اين هستي باغيست سرسبز كه اوازآبي اش تويي.عشق جاودانه اش تويي و همه شوق و اشتياق به صراط تو و همه گريه هاي عاشقان و عارفان و سالكان چيزي نيست مگر سوره اي از عشق تو . خداي من تنها دست توست كه ميتواند قلب تاثير پذير مرا از شر خواسته هاي نفس خلاص گرداند و تنها دم خداوندي توست كه ميتواند اين دل را كه در زير پنجه هاي نفس به حالت اغما افتاده است نجات دهد . اي نهايت ارزوي ارزومندان و اي غايت پاسخ سائلان و اي دورترين مقصود نيازمندان و اي بلند ترين اشتياق مشتاقان و اي غم خوار درستكاران و اي كلبه ايمني از بلاي به تو پناه اورندگان و اي پاسخ دهنده دعوت درماندگان و اي داروي دردمندان و اي اندوخته فقيران . اي گنجينه بي نوايان و اي فرياد رس ناله كنندگان اي برارنده حاجات فقيران و مسكينان . اي كريم ترين كريمان اي مهربان ترين مهربانان . اه اكنون چقدر به تو مشتاقم . به ان دستهايي كه در ان همهمه شب مصحف كريم تو به سوي خويش بر افراشته است در حاليكه همه ي خاموشان خوابند.خداوندا لحظه اي از گردش پروانگان را به من عطا كن تا همه پرستش هاي كوچك بسوزد

 

سلام به تمام عاشقان اهل بيت (ع)خصوصا بي بي رقيه (س)دوستان برام محسوس بود كه مبحث محبوبين و منفورين كمي خستتون كرده بود بخاطر ثقيل بودنش . امروز تصميم گرفتم كه براي رفع خستگي شما بزرگواران طبق قولي كه داده بودم مبحث ازدواج كه يه مبحث اجتماعي است مطرح كنم اميدوارم كه دوستان خوب نظراتشون رو برايم بنويسند البته اين مطالبي كه مينويسم مستند نيست و عقايد خود حقيرمه كه ممكنه شما با اين عقايد مخالف باشيد . دوستان شيطان از سه طريق بر انسان تسلط پيدا ميكنه چون انسان سه بعدي است : بعد روحي/ بعد مادي/ بعد عقلي و همونطوري كه ميدونين سه ظرف براي اينها وجود داره : ظرف بعد مادي يا جسمي =معده ؛ ظرف بعد روحي = قلب ؛ و ظرف بعد عقلي =مغز . در ظرف قلب بايد دو چيز باشد عشق و محبت . عشق صرفا مختص خدا و ائمه است و چون فرد عاشق ؛ معشوق رو كمال مطلق ميبينه نبايد عاشق افراد شد چون كسي رو وقتي كمال مطلق ببيني با كوچيكترين اشتباهي كه ازش سر بزنه عشق تبديل به تنفر ميشه در نتيجه يه زندگي به كلي ازهم ميپاشه چون بذر تنفر كاشته شده پس به افراد محبت بايد ورزيد؛ نه عشق. ما براي اينكه عاشق خدا باشيم بايد يه صافي براي دلمون بخريم از كجا؟؟ ( صبر كن فرزندم) از بازار محمد (ص) و آلش . اين صافي جا و مكان داره . جاش قبل از در ورودي قلبه اگه اين صافي رو بذاريم ديگه به افرادمحبت ميورزيم؛ نه عشق. اگر اين صافي رو بذاريم نماز شبمون ترك نميشه،حلالو حروم سرمون ميشهو......الان دوباره يه بنده خدايي ميگه من عاشق دختر همسايه امو...اگر ما گوشه ي چشم مهدي (عج)رو ميديديم هر روز عاشق يه نفر نميشديم ( بياين بيمار مهدي باشيم) ازدواج نياز به عشق داره يا عقل؟؟؟ تازگي ها مد شده اقا پسر ميره دانشگاه ميگه مامان جون پيدا كردم ، مادر ساده ميگه: پسرم مگه چي گم كرده بودي؟پسر ميگه : زن اينده ام رو پيدا كردم دختري كه ميخواستمو .....اين اقا پسر الان ميخواد شش ماه ديگه نميخواد ، ميدوني چرا؟ چون رو احساس تصميم گرفته نه روي عقل

يه اقا پسري برگشت به من گفت : يه دختري رو ميشناسم خيلي نجيبه خدا ميدونه ماهه ، خيلي نجيبه ( تو دلم گفتم:خوش به حالش حتما ازدواج موفقي داره) گفتم : خوب چه جوري فهميدي نجيبه ؟ گفت :اخه پنج ساله فقط با من رفيقه منم گفتم : به به؛ چه دختر خووبي كمپاني نجابته، همونو بچسب به دردت ميخوره،راستی ميدونستين زندگي كه با نامه و تلفن شروع بشه با همين چيزا هم تموم ميشه!

خشت اول گر نهد معمار كج تا ثريا ميرود ديوار كج

يه روز يه اقايي خيلي ناراحت امد گفت: من با خانمم از طريق نامه دوست شديم اين خانم دكتر در بيمارستان.....كار ميكنه(محيط بيمارستان هاي تهران رو هم كه ديديد همه اونجا با حيا، همه پرستارا عين زينب كبري،اينقدر خدا رو مد نظر دارن كه اصلا شوخي و بگو بخند انچناني بين پرسونل انجام نميشه ، ابدا ، ابدا ، استغر الله اينقدر نجيبن كه نگو ، به هر كي نگاه ميكني چنان با نامحرم ميخنده كه فكر ميكني زنو شوهرن، يكي از مشكلات اساسي جامعه امروز اينه كه همه با هم خواهر برادرند ؛اينم يه جورشه ديگه)با خانم دكتر كه صحبت كرديم گفت عاشق شدم . من كه از خجالت سرخ و از تعجب دهنم باز مونده بود بهش گفتم : بچه هات چي ؟ گفت: از رو جنازشون رد ميشم . منم كه ديدم بابا هر كسي كه لياقت صحبت كردن نداره اين ادم بشو نيست . خلاصه چند روز بعد شوهر اين خانم يه نامه اي به من نشون داد گفت: بيست سال پيش عين اين نامه رو تو كوچه جلوي پاي من انداخته بود حالا بياو ببين كه اين نامه رو با چه عشقي داده به پسري كه چند سال از خودش كوچكتره و عاشقش شده . خنده دار نيست؟ منم گفتم : نه تنها خنده نداره بلكه بحال ايشون و بحال امثال ايشون بايد نشست و زار زار گريه كرد(اصلا به من چه حيف اشكاي چشمم نيست كه براي يه همچين ادمي بخواد عين اين كارتونا گريه كنه)شوهرش ميگفت : تو وبلاگتون بنويسيد كه چون زنمواز تو كوچه پيدا كردم تو كوچه هم گمش كردم

و شاعران نابغه ايراني ميگويند

قوري زقلم ، قلم ز قوري             تو عشق مني گوگولي مگولی

حالا بجاست بدونين يه جوان ديگه اين نامه رو نوشته بود:

به نام انكه ظلمت و نفسي را به ما اموخت و الهي وربي من لي غيرك را براي ما ترسيم نمود

انسان را بايد به انسانيت شناختو چهره ي او را به نور،(نه به چشم و ابرو)زبانش را به صداقت ، لبانش به لبخند مليح و دستانش را به گرمي قنوت و چشمانش را به جاري شدن ابشار اشك براي امام حسين ع، پاهايش را به گامهاي بلند معنويت و قلبش به كلبه ي صفا و تپش قلبش را به زمزمه يا الله و يا رحمن اري . ظواهر شيفته اينه است و لباس شيكو مدرنيسم فريفته ي اندام خاكي ، عبارات احساسي زنجير مغزهاي نا اشنا با كلمات توحيدي ، و لغات زيباي غربي گلداني براي گلهاي مصنوعي و ساخته شده از پارچه هاي زياد خود نمايي ، زندگي دور از معنويت نمايش بر ذهن هاي ظاهر بين مردم ...لبخند هاي سرد مصنوعي دكوري براي چهره هاي منافق گونه ي انسان نماها ، شعار مدرنيسم شدن زندگي ها ، تابلوي سينه هاي پوشيده از عكس مايكل جكسون ها و نيكل كيدمن ها و عده اي مدعيان تجدد و روشن فكري با موهاي چرب ابي مانند انجيل هاي تحريف شده . تفكر نماهاي كربات زده ي امروزي با عكسهاي اسراي كاروان بر باد رفته فرهنگ ،مردهاي زن نماي ارايش كرده با زمزمه ي ترانه هاي داريوش سرنگي ، معين ، شهبال..اشباح و رجال تاريخ

وقت تلف كن ها در بازارهاي بوتيك با جويدن ادامس هاي شرابي ، سردرگم هاي بازار محشر و قيامت ، اه ؛ بدا به حال كساني كه چهرههايشان گوياي انضباط عملي ولي قلوبشان خرابه هاي نفاق و اعتياد و گناه ، زندگي هايشان مبهوتگر چشمها ، اما كردارشان ، عقل سليم را به روزه ي سكوت دعوت ميكند . خوش به حال انان كه چهره ي غير جاذبشان را از خودنمايي و نمايش معاف نمودند . مرحبا به عده اي كه چهره دلشان را همانند زيبايي يوسف ويعقوب قلبشان را در انديشه و شوق زيارت حسين نمودند . و احسنت به گروهي كه فرياد حنجره ي عقلشان اين بود

ما درون را بنگريم و حال را               ني بيرون را بنگريمو مال را

اين بودنگرش يه ايراني و مسلمان بيدار دل واقعا جاي تاسف داره براي اونهايي كه ...بگذريم . ماجراي گوهر شاد رو حتما همتون شنيديد

گوهر شاد يه زن ايراني مقيم هند و بسيار زيبا و خوشچهره بود . درجنگي اسير شدو ..خلاصه سر از مشهد در اورد . اينجا كه مسجد گوهر شاده باتلاق بود (البته منم يه بار توي اون باتلاق گير كرده بودم . همچين دارم تعريف ميكنم كه هركي ندونه فكر ميكنه من مال زمان گوهر شادم ) خلاصه گوهر شاد گريه اش ميگيره از اينكه كنار حرم امام رضا باتلاق بوده؛خلاصه ميگه جاي اين باتلاق يه مسجد بسازيد به خرج من . يه روز امده بود به كارگرا سر بزنه كه...

گوهر شاد پوشيش رو كنار ميزنه كه مسجد رو ببينه يه دفعه يه كارگر عاشق گوهر شاد ميشه (حالا اگر ما بوديم ميگفتيم همه رو برق ميگيره مارو كبريت سوخته)خلاصه از فراغ گوهر شاد تبو لرزو ...خلاصه سخت ميافته گوشه ي خونه . دوباره گوهر شاد بعد از چند روز ميره سر بزنه كه ميگن فلاني مريضه . از همه جا بي خبر (بيچاره اين دخترا)بلند ميشه ميره عيادت كارگر . گوهر شاد به اون كارگر ميگه چي شده كارگر شروع كرد :گفت : بله ديگه .......

گوهر شاد بهش گفت : باشه اما من شوهر دارم : خلاصه كه ديد اين دست بر دار نيست با دوزو كلك نميشه كاري كرد بهش گفت : يه شرط داره تا بتونم باهات زندگي كنم . كارگر هم كه بنده خدا ديگه مريضيش يادش رفته بود . گفت : چه شرطي !؟ گوهر شاد گفت : بايد چهل شب نماز شب بخوني و بعدش نماز صبح و ..زيارت عاشورا رو با صداي بلندبخوني من زنت ميشم . هركي از هرجا رسيد از دل شب رسيد

كارگر قبول كرد . مدت تعين شده تموم شدو جوون هم امد سركار . گوهر شاد بهش گفت : چي كار كنم بالا خره ...؟ كارگر گفت : نه خانم تازه فهميدم بايد عاشق كي باشم ، بايد با خدا عشق بازي كنم . چقدر من كوچك بودم

خلاصه كه اين مادر بزرگ بهتون نصيحت ميكنه اولا : دلتو به خدا بده ثانيا : بعد از اينكه دلتو دادي به خدا حالا اگر خواستي زن بگيري بگير ( ديوونه اي زن ميخواي چي كار. از اسايش خسته شدي نه؟؟؟)من كه هر كي زن ميگيره بهش ميگم تسليت ميگم اخرين غمت باشه . روز عقد دوستم برگشتم بهش گفتم : انشا الله خدا عمر نوح بهت بده ..به اين شوهر بد بختتم صبر يعقوب بده . تا انشا الله بتونين با هم در صلح و صفا زندگي كنين . زير لب يه نقشه نشون كشيد گفت : حيف كه لباس عروس تنمه وگرنه حالتو ميگرفتم.بعد يه روز بعد از عروسي امدو گفت : فلاني شوهرم زياد با خانما جيكو پيك داره چي كار كنم ؟ گفتم : اصلا خودتو ناراحت نكن ، ادم يه بار تو زندگيش خر ميشه و زن ميگيره .تو اوج عصبانيت با خنده گفت : دارم برات ..اقا يه بنده خدايي شروع كرد براي مجردين صحبت كردن . گفت اره جوونا بريد زن بگيريد هر كي زن بگيره يه چراغ تو خونش روشن ميشه . اگر يه زن بگيري ؛ يه دونه چراغ توخونت روشن ميشه . اگه دوتا زن بگيري دوتا چراغ تو خونت روشن ميشه . اگه سه تازن بگيري سه تا چراغ و الا اخر يه دفعه چشش خورد به خانمش كه از عصبانيت سرخ شده بود بعد با يه خنده اي برگشت گفت : اخ اخ يادم نبود بابا برقي اينجاست ، هر گز نشه فراموش . لامپ اضافه خاموش

اقا يه مردبايد همه كاراش مردونه باشه . تازگي ها عين دخترا شلوار برمودا ميپوشنو ، ابرو بر ميدارنو(از مد افتاده ). روسري سه گوش كوتاه سر ميكننو ...جوان بيستو پنج ساله اوا خواهری حرف ميزنه .رفته بوديم بيرون يه اقا پسري امد جلو از يه اقاي ديگه اي كه همراهمون بود پرسيد: اقا ببخشيد ميشه يه سوال ازتون بپرسم ( با لحن بسيار زننده و دخترانه ) اون اقا هم زد تو برجكش گفت : اوا خدا مرگم بده ....مامانم اينا

شرمنده از اينكه يكم تند رفتم ، به كسي بر نخوره ها . اما ديدم به مناسبت ماه ربيع الاول لازمه همتون يكم بخندين . البته بميرم خيلي ها كه به حرمت ماه محرم خيلي كارا رو كردن....اما بگذريم . اينم برای اين بود كه بخنديدو شاد بشيد

ماه ربيع الاوله هر كی نخنده تنبله

منبع : چکیده ای از سخنرانی حجه الاسلام و المسلمین اقای دانشمند

عاشقان حضرت رقیه س

۱۳۸۳/۱٠/٢

 

به نام تنها پناه اشفتگان ديار سرنوشت

نجواي شبانه

جواني موسم عطر افشانيه بوستان عمرو فصل شكوفه باران زندگي است . اگر غوغاي بهار در باغ زندگي ما بر پا نشود و اگر بلبل جواني بر شاخسار عمرمون ترانه ي زيباي پاكي و نجابت نخواند ، ما همون خزان زده ي سرد و خموريم هرچند صد ها بهار بيايد و بگذرد كاش قدر جواني را بدانيم جواني ، مناسب ترين فصل رسيدن به خود باوري است . جوانان اگر از پند پيران و تجربه ي بزرگان بهره گيرند ، كمتر دچار حسرت خواهند شد . جواني زيباترين گلي است كه در بوستان عمر ميشكفد اما، عمرش كوتاه و گلبرگ هايش بسيار لطيف و آسيب پذير است . انكه نقد جواني را رايگان از كف دهد ، كوله باري از حسرت را تا دامنه ي قيامت بايد به دوش بكشد ، قيامتي كه اولين پرسش ان فرصت جواني است ! خدايا ، خداوندا انانكه گل زيبا و با تراوت زندگي را چون جان شيرين پرستار بودند و فرصت جواني را با خريداري بس منصف نقد كردند ، چه خوش معامله اي داشتند و انانكه عمر اين گل را در بي خبري و غفلت سر اوردند چه بد زيان كاراني بودند بار الهي ، اي باغبان مهربان و دلسوز گلهاي جواني ، اي بهترين خريدار زيباترين فرصت هاي زندگي ، ما را هشيار بدار در انچه به ما ارزاني داشتي تا ان شويم كه تو ميخواهي

سلام به تموم دوستاي گل وبلاگ يه دختر سه ساله  اميدوارم كه خوب و خوش و سلامت باشيد ، اقا امروز ميخوام اداي اين مادربزرگاي مهربونو در بيارم كه تا ما جوونا رو ميبينن شروع ميكنن به نصيحت  اخه بابا ، منم ادمم ، وقتي ميبينم اين جووناي مثل دسته گل ايراني چه طور دارن روزشون و شب ميكنن و شبشون روز غصه ميخورم  اخه شما كه غريبه نيستين خودتون ميدونيد چه خبره ، تمام عشق و كيفشون شده دختر بازي و ويراژ دادن تو خيابونا و كورس گذاشتنو و ...  بگذريم  و بريم سر اصل مطلب : امروز امدم با خواهراي گل وبلاگمون يه درد و دل كنم و بگم كه چقدر ارزش دارن  و اما اقا پسراي گل ، شما هم حتما بخونيد ( نه نه جون ، به درد ايندتون ميخوره ، اره قربونش ) امروز همه ي هم و غم من براي اينه كه بتونم اين مسئله ي حجابو براي اونايي كه يكم براشون مبهمه باز كنم ، و اما سخن اولم ، اگر متن بالا رو خونده باشيد ، كه حتما خونديد ( كي مياد مطالب تو رو بخونه !؟  ) نوشتم :اگر بلبل زيباي جووني بر شاخسار عمرمون ترانه ي پاكي و نجابت رو نخونه..كاش

جناب حداد عادل در يكي از كتابانشون گفتند : لباس حريم است، به منزله ي ديوار دژي است كه تن را از دستبرد محفوظ دارد و كرامت او را حفظ كند . لباس پوست دوم نيست ، خانه ي اول انسان است . مسلمان كمال خود را در ان نميبيند ، كه تن خويش را چون كالايي تزئين كند بلكه به جاي ان كه تن خود را به خلق بفروشد، جان خود را به خداي خويش ميفروشد

چند وقت پيش شنيديم يكي از بزرگان ميخواد اقاي دكتری رو در مورد حجاب متقائد كنه ، منم  با دوستاي فضول تر از خودم؛ رفتيم كهما هم تو اين گفتمان شركت كنيم خلاصه ....اقا ي دكتر معتقد به قران و نماز و احكام بود اما يه مسئله اي برايشون مبهم بود و اون حجاب بود ، ايشون ميگفتند كجاي قران نوشته كه بايد بانوان حجاب داشته باشند ؟ بزرگوار پاسخ داد : چند بار قران رو خوندي ؟ ،اين دكتر گفت : در سال كم ميخونم ، بزرگوار گفت سوره ي نور و سوره هايي كه در رابطه با حجابه تا حالا مطالعه نكرديد دكتر و گرنه اين حرفو نميزديد ، در قران حتي طرز نگاه ، طرز راه رفتن و طرز لباس پوشيدن براي بانوان به صراحت بيان شده اقا ي دكتر سكوت كرد و بزرگوار در جواب ايشون گفت : دكتر جون سوره ي نور ايه 30 و 31 و سوره ي احزاب ايه هاي  33،32،59،53به اين نكته كاملا اشاره كرده امشب برو بخون اگر باز مبهم بود بيا ، چاكرتم هستيم  . حالا يه كلام از مادر بزرگ خوبتون ، ميخوام نصيحتتون كنم  تا بدونيد مادر بزرگ خوبيم، طرف صحبتم با جووناي گل وبلاگ و خداي نكرده  ، جونايي كه خودشونو گم كردن : عزيزم ، مو گذاشتن بيرون ، لباس تنگ پوشيدن ، خنده هاي زيبا و ظريف دخترانه و ... براي يه دختر كلاس نيست ، اينو در جواب حرف يكي از دوستام ميگم كه به من ميگفت بابا بي خيال الان قرن نميدونم چنديم تو هنوز از حجاب ميگي !؟ ما نمتونيم مثل حضرت فاطمه ي زهرا زندگي كنيم و ... ببين عزيزم ما اگر از لحاظ معنويات ائمه رو الگو قرار بديم واقعا موفقيم ، من نگفتم حضرت علي ( ع) نون و نمك ميخورد تو هم بايد نون و نمك بخوري ، نه ، من ميگم علي رو الگوي معنويه خودت قرار بده ، به بيت المال انقدر حساس باش كه علي بود ، تو انفاق ، تو نماز ، تو اخلاق و ... علي رو الگو قرار بده اينا ديگه ربطي به قرن فلان نداره ، ما مسلمونا كه معتقد به قرانيم ، خدا اينجور دستور داده ، و حجاب از كمالات محسوب  شده ميدونيد درجواب دوستم كه گفت : مو بيرون گذاشتن و مانتوي تنگ كلاسه ، چه جوابي دادم !؟ گفتم تو؛ برهنگي رو كلاس ميدوني ، و بهش افتخار ميكني ، تو كه يه جوون شرقي هستي سعي ميكني فرهنگتو بخاطر غربيا و همرنگ شدن با اونا زير پا بذاري ، اين بلوز هايي كه تو بازار امده رو تا حالا ديدي؟ اصلا ميدوني مفهوم اون عكساي روش چيه كه ميپوشي ؟ تو تاريخ از پوشيدگي زنان اصيل نوشته ، اگه حال نداري بخوني فيلماشون رو ببين كه چقدر پوشيده بودن ، به قول اقاي پناهيان يه روسري سرشون ميكردن ، حجابشون اسلامي بود  اخه خنده داره كه يه فرد الماني ، با ديدن جووناي ما بگه اينا عقده اين ، ميدونيد چي ميگفت ؟ ميگفت تو المان فشن اينجوري نميپوشه كه جووناي شما ميپوشن و اين واقعا براي منه ايرانيه بيدار دل دردناكه .  ميدونيد همين چارلي چاپليني كه به كاراش ميخنديد ، در نامه اي كه به دخترش نوشته چي گفته !؟جراالدين ، دخترم! از تو دورم ولي يك لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نميشود ، اما تو كجايي ؟؟؟ در پاريس روي صحنه ي تاترپر شكوه شانزه ليزه ........،در نقش ستارد باش ، اما اگر فريادتحسين اميز تماشا گران و عطر مستي اور گلهايي كه برايت فرستاده اند ، ترا فرصت هوشياري داد بيشين و نامه ام را بخون ......هنر قبل از انكه دو بال پرواز به انسان بدهد ، اغلب دو پاي او را ميشكندپدرت با تو حرف ميزند شايد شبي درخشش گرانبهاترين الماس اين جهان ترا فريب دهد ان شب است كه اين الماس ، ان ريسمان تا استوار زير پاي تو خواهد بود و سقوط تو حتمي است روزي كه چهره زيباي يك اشرف زاده بي بند و بار ترا بفريبد ان روز است كه بند باز ناشي خواهد بود بند بازان ناشي هميشه سقوط ميكنند از اين رو دل به زر و زيور مبند ، بزرگترين الماس اين جهان افتاب است كه خوشبختانه بر گردن همه ميدرخشد اما اگر روزي دل به مردي افتاب گونه بستي ، با او يكدل باش و به راستي او را دوست بدار . دخترم هيچكس و هيچ چيز ديگر را در اين جهان نميتوان يافت كه شايسته ان باشد كه دختري ناخن پاي خود را به خاطر ان عريان كند .....برهنگي بيماري عصر ماست به گمان من تن تو بايد مال كسي باشد كه روحش را براي تو عريان كرده است  اينم از نوشته ي چارلي چاپلين خودمون حالا ميدونيد من دختر رو به چي تشبيه كردم ؟؟ به مرواريد ، دختر همانند مرواريدي است در صدف ، كه صدف حكم پدرو مادر اورا دارند، هزار ها قواص براي پيدا كردن اين مرواريد تلاش ميكنن اما فقط تعداد كمي موفق ميشوند ان صدف را بالا بيارن و از اون تعداد كم؛ فقط يه نفر ميتونه در اون صدف رو باز كنه و درخشندگي اون مرواريد رو تماشا كنه ، البته انشا الله همه ي دختران ايراني و مسلمان مثل اين مرواريد باشن ، اما مثل اين مرواريد بودن خيلي سخته اما شدنيه ، اين مرواريد دختري است كه در تمام امور تقوي پيشه ميكنه و خدا رو يه لحظه از ياد نميبرد دختري كه اجازه نميده هر كسي اورا لمس كند ، دختري كه در رفتار در گفتار و كردارش ايه ي قران را پياده ميكند ، بابا جون خدا وكيلي كدوم پسريه كه بياد يه مرواريد كدر رو از دست فروش گوشه ي خيابون بخره بعدم به عنوان زينت خودش به ديگران نشون بده ؟ بخدا قسم هيچ پسر عاقلي يه همچين كاري نميكنه كه يه مرواريد بدل و كدر و به يه مرواريد اصل ترجيج بده ، بخدا قسم اگر هم پسري اون دخترو انتخاب كنه بعد از يه مدت كه جاي انگشتان ديگر پسران رو كه به ظاهر خواستاران اون مرواريد بودند رو ببينه ، فورا به جاي اولش بر ميگردونه راستش من اصلا نميتونم بفهمم كه چرا جووناي ايران به اين وضع كشيده شدند !؟ دور از جون دختراي گل ايراني بعضيا ديگه شورشو در اوردن خودشون هم نميدونن چرا اينجوري ميپوشن ؟ چرا يكيشون بهم گفت : همين كه ميبينم يه پسر بهم توجه داره و قربون صدقم ميره برام بسه ، در جوابش گفتم واقعا برات متاسفم ، تو بدون كه دور از جون بعضي پسرا ، گرگ تر از خودشون ، خودشونن ، بيچاره دختراني كه گول اين حرفا رو ميخورن ، افسوس كه جايگاه خودشون رو نشناختند و براي خودشون ارزش قائل نيستند و خودشون رو همانند اون مرواريد كدر به تمام گرگان ارزه ميدارند ، راستش من خيلي حالم بد ميشه وقتي از اين جووناي اينجوري حرف ميزنم ولي واقعا مخلص همه دختراي پاكو نجيبم هستيم ، و اما يه هشدار براي دختران همچون مرواريد : كوسه هاي در لباس قواص رو فراموش نكنيدو اما حرف اخر: دختر همچون گل است ، تا در غنچه ي حجاب است ، هم معطر است و هم كسي را هوس چيدنش نيست ، اما همين كه از غنچه ي حجاب در مياد ، حجاب را كنار ميزند هم عطر خود را از دست ميدهد ، و هم دستهاي هوس او را ميچيند و سر طاقچه ميگذارد و بعد از چند روز كيف كردن و خشك شدن گل، ان را دور مياندازد فقير مردن ، هزار بار قابل تحمل تر از پستي و هرزگي است  اميدوارم كه واقعا با گوش دل بشنويد و منه مادر بزرگو رو سفيد كنيد . اگر كوتاهي در سخن داشتم ببخشيد  بانو ليدي دانشمند انگليسي: اگر بگويم زن هاي مسلمان از زنان اروپايي بيشتر ازادند گزاف نگفتم زيرا زن مسلمان فهميده يگانه زني است كه به معني حقيقي ازاداي پي برده و ميداند ازادي يعني چي ولي امروزه اروپائيان با افراط در اين ازادي دچارسيه روزی شده اند   حق نگهدار همه ی شما خوبان

 منبع:چکیده ای از سخنرانی حجه الاسلام و المسلمین اقای دانشمند

عاشقان حضرت رقیه س

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

آرشیو مطالب قبل


بازدید کنند گان وبلاگ


دوستان


رقص اعتقاد

عين شين قاف

خدا.چت.مذهب

شيعه

اشک يخي

خادم الشهدا

زخم آسمان

مجنون ولايت

تروريسم مقدس

شهد شهادت

دلنوا

عرفه

عطر نماز

محب فاطمه

دولت عاشقي

فتح خون

ايليا